|
❄❄دنیای من❄❄ آدم برفی
| ||
|
الان داشتم با زنداداشم حرف میزدم گفت چرا نخوابیدی,منم الکی,گفتم درس میخونم نمیتونم دیر وقت نتمو روشن کنم فورا یکیشون میاد,سرخط,خوب نمیدونم چرا اینای,که از ایران میرن اینفد,دلشون تنگ میشه خوب نرین کی مجبورتون کرده ساعت یک شبم یکی از داداشام زنگیده با ایمو ممیگم عشقم برادرم ساعت یک شبه اینجا ی ساعتم ب وقت ایران تنظیم کنید,بابا 😭😭😭😭ولی از طرفیم دلم نمیاد جوابشون رو بدم دیشب بابت ی موضوعی خیلی کلافه شدم واسه همین تا الان خواب,رو چشام نرفته حجم ابنترنتم داره تموم میشه دلم نمیخواد دوباره ش بگیرم دوستدارم ی مدت از نت دور باشم ولی ب خاطر داداشام نمیتونم موندم چیکار کنم
وای دوباره صدای,زنگ ساعت داداش,کوچیکم اعصاب واسم نذاشت واسه نماز,میخوادبیدارش,کنه من و باباو و مامان بیدار میشیم ولی,آقا ساعت12ظهر,بیدار میشه😊😊😊خودمم این روزا بد,خواب شدم اگه تا آخر امتحانم بی خوابی بزنه بهم خیلی,عالی,میشه😁😁ولی نمیدونم چرا تا لای,کتابو باز,میکنم اانگاری,قرص خواب خوردم دیگه چشام باز,نمیشه لامصب. الانا س که گوشیم خاموش,شه اوووووم خدا جونم نمیدونم چیکار کنم چطوری برنابرنامه ریزی کنم برا آینده م [ شنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۵ ] [ 5:6 ] [ آدم برفی ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||